خرید بک لینک

بسم الله

همه ما یک «حرّ» در وجودمان داریم، باید یاد بگیریم این حُرّ را حرّ کنیم، وگرنه می میرد، و دیگر هر چه هست، مردگی است.

یادبگیریم هر جا فهمیدیم اشتباه کردیم، بازگردیم.

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

بسم الله
گفتهاند عارف باید چهار مرحله طی کند تا به او برسد...
میگویم عاشق باید چهار سفر را تمام کند تا به معشوق برسد.

اربعین، سفر به سوی حسین است، با حسین، همراه حسین، همقدم حسین...
سفر الأربعین سفر بالحسین مع الحسین الی الحسین

حلال بفرمایید...
دعا کنید سفرهایم ناتمام نماند...

دعاگو و نایب الزیاره هستم...

سنابانو

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

بسم الله ساعت ۱۵/۲۰ در کوچه شهید قجاوند، منتهی به خیابان شهید مدنی پایم را روی کلاچ و گاز و ترمز جابجا می کنم. در عصرِ روز تعطیل، خیابان، ترافیک بی سابقه ای را تجربه می کند. بچه های مسجد در کوچه های منتهی به خیابان ایستاده اند تا گره های گرافیکی را باز کنند. بیمارستان ها که غالبا شلوغ است، مجلس هفتم شهید را هم اضافه کنید. از روبروی مسجد عبور می کنم. بنر شهید محمد عبداللهی، روی طاقی روبرو مسجد، چشم نواز است. بنرآبی رنگ که در وسط آن عکس شهید در جلوی گنبد طلای عمه سادات دیده می شود و جمله کلنا فداک یا زینب در سمت راست و نام شهید و تاریخ شهادت، در سمت چپ چاپ شده است. سمت راست خیابان و روبروی مسجد، بنرهای تسلیت به خانواده دیده می شود، همین جور که در ترافیک میلی متری، خیابان را بالا می روم، چشمم به یک حجله می افتد 《لابد برای شهیده دیگه.》 اما دیدن عکس و نوشته زیر آن، مرا از اشتباه در میآورد. روی آگهی ترحیم نوشته شده: پسر و برادری مهربان، جوان ناکام... (نامش... بماند.) جلوتر، بنر بزرگ هم از عکسش زده بودند... قیافه تازه درگذشته، بیش از بیست سال را نشان نمی دهد. در دور بعدی، به امید یافتن جای پارک، از جلوی مجلس ختم هم عبور می کنم. در حسینیه ای، چند کوچه بالاتر از مسجد، از ساعت ۳ تا ۴/۳۰. مجلسی برقرار است. مردهای خانواده متوفی بیرون در ایستادهاند و هر از گاهی تازه واردی، با گفتن تسلیت، وار

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

بسم الله

آچار فرانسه بودن خوب است، خیلی خوب

اینکه همه کار بلد باشی، به همه کمک کنی، هوای همه را داشته باشی.

اما یادمان باشد

کار، درس، تحقیق و... خودت عقب نیفتد.

حواست به خودت باشد. همین!

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

بسم الله وقتی هنر را دوست داشتی باشی، ذوق و حوصله اش را هم داشته باشی البته درصدی استعداد هم لازم است. می توانی کارهای مختلف هنری انجام بدهی.اصلا هم لازم نیست چپ و راست، هر کلاسی که این روزها مد شده را بروید. من بلد نیستم، کارهایی که به نظرم ساده و راحت است را برایش کلاس بگذارم. گلدورزی، قلاب بافی، شماره دوزی، هویه کاری، بافتنی، روبان دوزی، منجوق بافی، سرمه دوزی، جعبه سازی، تکه دوزی و... البته اصول دارد. اما این روزها با یک جستجوی نه چندان پیشرفته، می توانید صفر تا صدش را یاد بگیرید. مثلا وقتی گلدوزی بلدید، شماره دوزی و روبان دوزی، سهل و راحت می شود. وقتی کمی خیاطی و کار با چرخ را بدانید، تکه دوزی مثل آبِ خوردن است. *** پ.ن۱: وِردِ زبانم شده: اینکه کاری نداره! این عکس را هم خواهر امروز صبح فرستاد و زیرش نوشت: محضِ کاری نداره! پ.ن۲: می دانم نرخ این کلاس ها گران است. و به نظرم، نرخ اش این نیست، و فقط این سوال برایم می ماند، این همه پول و درآمد، حلال است؟ پ.ن۳: البته که اینجا خیلی خواننده ندارد، اما سابقا، بسیاری از کارهای هنری ام را در همین وبلاگ بار گزاری کردم. پ.ن۴: این هم یک نمونه سبک زندگی جناب ساقی.

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

بسم الله از اول هم مثل بقیه فیلم ها از کنار خودش، خبرهایش، پوسترهای و اخبار اکرانش گذشتم. اسم کمدی موزیکال کافی بود که حتی سراغش هم نروم. مثل خیلی از فیلم های این روزها، اصلا کمدی تبدیل شده است به هجو، دلقک بازی، رقصیدن با آهنگ های تند. مسخره ترین ژانر سینمای ایران، نه تنها حرف جدی ندارد، حرف شوخی هم بلد نیست بزند. یکبار توفیق اجباری شد که در اتوبوس بین جاده ای، فیلمی را با بازی رضا عطاران و مهناز افشار ببینم. به نظرم خیلی مسخره آمد. چند وقت بعد که با یکی از رفقا حرف می زنم، نمی دانم بحث سر کجا بود که شروع کردم از این فیلم حرف زدن. آنقدر بازی ها ضعیف بود که فکر کردم از فیلم های دهه ۷۰ است. با تعریف بخشی از داستان فیلم، دوستم خندید. بهم گفت: فلانی! اینکه نهنگ عنبره! باورم نشد که مردم ما بابت این فیلم مزخرف، بی مزه، بدون فیلمنامه و هجو، اینقدر پول بی زبان داده باشند. بگذریم داشتم از این فیلم می گفتم. یکبار اتفاقی که از جلوی پوستر فیلم عبور کردم و نام بازیگرها را خواندم: حامد کمیلی، سارا بهرامی... دوباره پوستر عکس را نگاه کردم. در همه پوسترها، استایل حامد کمیلی مشخص بود، اما تا بحال دقت نکرده بودم که بازیگر مقابلش و به اصطلاح سینماییها، پارتنر حامد کمیلی کیست. با دیدن نام سارا بهرامی جا خوردم. البته که میدانم بدنه بازیگری اعتقادی به چهارچوب های دین ندارند، اما کاش کاوه صباغزاده، ز

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

بسم الله اِشنوگِل را ببینید... کمی داستانش خطی بود کمی شخصیت پردازی ها ضعیف بود، کمیِ بودجه هم دیده می شد اما ارزش دیدن دارد. به قول حاج آقا ماندگاری، قربةالیالله ببینید. پ.ن۱: کاش در مدیوم سینما هم مثل تلویزیون، حجاب رعایت می شد، موها بیرون نمی اید، شال ها نازک نمی شد، دست ها برهنه نبود. چه اشکالی داشت که دو نقش فرعی خانم در فیلم، کمی پوشیده تر بازی می کردند، باور کنید حفظ دین خدا از همه چیز مهمتر است. پ.ن۲: تا توانسته اند اذیت کردند. از کمی سالن های اختصاصی تا بدترین فصل اکران، تا بدترین سانس های سینما.

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

بسم الله کلا اهل فیلم دیدن، آن هم از نوع خارجیاش نیستم. اشاره حاجآقا پناهیان و تمجیدش از این فیلم، باعث شد کل فیلم را ببینم. البته با دوبله فارسی و احتمالاً حذف یکسری از صحنهها. نگاه حاجآقا این بود که همه ما، ترومن شهر هستیم و همه چیز در اختیار ماست و برای ماست. اما این قضیه یک زاویه دید دیگری دارد. اینها تفکر یهود را دنبال میکنند. چقدر در طول فیلم، یاد کتاب دنیای سوفی افتادم. خیلی شبیه هم بودند. یهود معتقد است میوهای که حضرت آدم و حوا از آن خوردند، میوه دانش بوده، یعنی خدا العیاذبالله نمیخواسته برخی از مسائل را آنها بدانند. برای همین از بهشت رانده شدند. چون مخلوقات، میتوانند از حیطه اختیار خالقشان بگریزند و به جاودانگی برسند. همان کاری که سوفی کرد. همان کاری که ترومن کرد... پس ما هم میتوانیم. پ.ن۱: خوب است آدم فقط خوبها را ببیند، مثل حاجآقا که بهترین زاویه دید را داشت. پ.ن۲: خوب است همه زاویهها را ببینیم تا ناخوداگاه، چیزی روی نفسمان اثر نگذارد که بعدها نفهمیم که این اثر از کجا بوده است. پ.ن۳: به یک بار دیدنش، میارزد.

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

اینکه حسین دهباشی، اقرار میکند، اعتراف میکند به نشر اکاذیب، در زمان حضور در انتخابات ۹۲ و حرفهایی خوبی که برای دولتمردان امروزی نوشت،
اتفاق خوبی است.
برایش دعا میکنم که خدا دلش را به نور ایمان روشن کند.
به صراط مستقیم
به مسیر حق و انقلاب...

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

بسم الله
از دیشب یکی یکی پیام میآید که فلانی وارد سروش شد...
تا الان نزدیک ده، دوازده نفر وارد شدند.
ان شاءالله بقیه هم بیایند...
عدو شود سبب خیر، گر خدا خواهد

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 10:49

صفحه بندی